![]() |
![]() |
|
| تئاتر |
|
سلام منو چه به وبلاگ نویسی
هر ۱۰۰۰ سال نوری میام آپ میکنم بعدش ناپدید می شم همینه دیگه تبریک میگم به تمامی دوستانم که مثل صا ایران هر روز بهتر از دیروز هستند اتفاقات زیادی افتاد تو این چند وقت و اول از گروهم شروع میکنم : ۱-با کمال میل در جشنواره نمایشنامه خوانی استان شرکت کردم و با کمال میل به حساب بانکی ام ۲۴۰۰۰۰ تومان وجه رایج مملکت اضافه شد . ۲- با کمال تاسف ۳ بار روی سن رفتم و سکوت کردم و به جای جنبه که یکی از دوستان در اختتامیه گوشزد کرده بود از خدا صبر خواستم. ۳- ۳ عضو از گروه پویا استعفا دادند که به علت ضیغ وقت نام یک عضو مهم تر را می گویم :مسعود عقلی ۴-خواسته یا نا خواسته عضو هیات مدیره گروهم شدم و دبیر جشنواره پویا ۵- حالم گرفته شد و دروغ شنیدم از یاران دور و نزدیک ۶- با کمال افتخار در جشنواره گروهم شرکت کردم (قابل توجه دوستانی که میگویند مرغ همسایه غازه) ۷-و در آخر دنبال یک سوژه برای نمایش جدیدم هستم که نامش رو از قبل انتخاب کردم : این جا هستم بر تلی از خاکستر |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 19:25 توسط جلال شهبازنژاد |
|
|
این که چه میکنم......... تمام روز در خانه به خواندن و نوشتن و به این فکر میکنم که چقدر عقبم و چقدر نمیدانم . از نمیدانم ها گفتم چند صباحی است به خود و زندگی و سربازی فکر میکنم و اینکه در اولین روز ماه آبان باید از خدمت خواهران و برادران مرخص و به جایگاه نظام مقدس سربازی نایل شوم به هر حال با یک تاخیر یک ساله و اندی رفتنی شدیم حال آنکه چه چیزهای با ارزشی را از دست دادم بماند از عمرم تا .... از قدیم گفته اند جلوی ضرر رو هر جا بگیری منفعته . به هر حال در آخرین روز های بودنم دارم یک متن قدیمی رو بازنویسی می کنم که اگه شد برای نمایشنامه نویسی یا نمایش نامه خوانی برسونم برای استانی هم دارم فکر میکنم تا طرحی رو به نمایشنامه تبدیل کنم . بهتون قول میدم که گوته وایمار بشم البته اگه نشدم قول میدم شیلر بشم و یه راهزنان بنویسم که دنیا رو بترکونه شایدم شدم شکسپیر و اتللو نوشتم ولی قول میدم که ... البته کی این روزا به قولش عمل میکنه نه؟ دوست دارم در آخرین روزهای بودنم یه کم بیشتر بیام و بنویسم .شاید یه کم از تنهایی در بیام شاد باشید و سربلند امروزم تولدم بود هیچکی یادش نبود چقدر خوبه نه؟ به هر حال یک سال دیگه هم زنده بودم چقدر سال زیبایی بود . چقدر سال پر دروغی بود . هدیه جشن تولدم میدونید چی بود صبح از خواب بیدار شدم و فهمیدم آقای احمدی نژاد رییس جمهور شدند اینم از برکات تولد منه . و آسوده بخوابید که شهر در امن امان است . |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 21:15 توسط جلال شهبازنژاد |
|
|
وقتی تمام راه ها بسته میشوند در تازه ای به رویت باز میشود ببخشید توی این چند وقت حوصله خودمو نداشتم .عکس اولی که خودمم قبل از اجرای ما کجا جا موندیم دومی هم دکورشه در نیشابور
برمیگردم زود زود
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 14:21 توسط جلال شهبازنژاد |
|
|
نگاه داره قورباغه چند تا پا داره تا حالا قیافه ی گروهی که کارشون رد بشه رو ندیدین آقایون بازبین محترم به روحتون .... چقدر قیافه گرفته بودیم ولی ذره ای از انرژیمون کم نشده همچنان سر حال منتظر بازبینی استان هستیم با تمام بی مهریها حتی از خودی و هم گروهی |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 21:23 توسط جلال شهبازنژاد |
|
|
امیدوارم یک قدمی بعد از این که متن تایید شد برای خودم و گروهمون برداریم دوستانم روزهای خوبی می بینم .تو نمایش چه پاییزی دلت نسوزد دوستانم فاطمه توانا .محبوبه حیدری . درودی و خودم به عنوان بازیگر و حسن نامجو به عنوان کارگردان حضورشون قطعی شده اینم متن های تاییدی مهر کاشان : ارزيابي مرحله بازخواني چهارمين جشنواره سراسري تئاتر مهر کاشان با انتخاب 52 اثر توسط شوراي بررسي متون نمايشي و معرفي به بخش بازبيني از بين 257 اثر رسيده به دبيرخانه جشنواره پايان رفت. به گزارش دريافتي سايت ايران تئاتر از دبير چهارمين جشنواره سراسري تئاتر مهر کاشان گفت:«پس از اعلام فراخوان 257 متن و طرح نمايشي با موضوعات ديني، اجتماعي، دفاع مقدس، طنز، کودک و نوجوان از 70 شهر سراسر کشور به دبيرخانه جشنواره ارسال شد.» محمد شفافي افزود:«اين جشنواره در بخشهاي مسابقه(نمايش صحنهاي)، ميهمان(نمايش صحنهاي، دانشآموزي و نمايش عروسکي) و بخش کوتاه(15 دقيقهاي) برگزار ميشود و هيئت بازبيني از 16 تا 31 شهريور ماه سال جاري کار بازبيني آثار متقاضيان شرکت در جشنواره را آغاز خواهند کرد.» وي 52 اثر راه يافته به بخش بازبيني چهارمين جشنواره سراسري تئاتر مهر کاشان را به ترتيب(نام نمايشنامه، نام نويسنده، نام کارگردان، نام شهر) به شرح زير معرفي کرد: "نقل عاشقي" ساجد قدوسيان ـ کرج، "شهادت خواني در ذکر مصائب راحله" وحيد درويشي ـ بندرانزلي، "شب شيشهاي" عباس سلطاني ـ اراک، "صداي سوت" خالد قاطع ـ کرج، "کمتر از يک ثانيه" عليرضا خوشپيک، حميدرضا افسري ـ کرج، "نقل سرخ" آرش عباسي، اکبر قهرماني ـ تهران، "امشب ديگر مهرههاي پشتم هم نيلبک ميزند" حميدرضا نعيمي، احسان جانمي ـ زرينشهر، "انتظار سبز" ناصر کريمينيک، منصور قرباني ـ اصفهان، "مجلس پنجم" محمدرضا آريانفر، منصور قرباني ـ اصفهان، "دو ضرب در دو" چيترا نادري و علي کوچکي، محمد شهبازي ـ کرج، "چيزي شبيه همين" کاظم حيدري چالشتري ـ شهرکرد، "پناهگاه" هاشم شمس ـ فلاورجان، "هواي پاک" محمد چرمشير، علي ميرزايي ـ خمين، "نه که نميترسم واسه چي بترسم" سحر ناسوتي، محمد صفا ـ تهران، "يک روز روشن خدا" يوسف فخرايي، پوريا کريمي ـ لاهيجان، "اورانيشتن" شمسالله اکبري ـ خمين، "شبهاي باراني" عليرضا حنيفي، پاشا بدرود ـ کاشان، "شب باراني" همت، جعفر ولايتي ـ کاشان، "خشم و هياهو" مهرداد رايانيمخصوص، مصطفي توحيدينسب ـ کاشان، "محمد چرمشير، رضا رادبخت ـ تهران، "به ياد آن روزها" مجيد طاعتي ـ کاشان، "افسانه نصف نيمه" مصطفي جعفري خوزاني ـ خمينيشهر، "ماه و مه" ايوب آقاخاني، اتابک انوري ـ خرمآباد، "ديوونه" مهدي صفارنژاد، مهيار عسگري ـ کاشان، "روزگار پنجره" حميد صانعيفرد ـ گيلان، "من يا ما" زهرا شوشتري، ميلاد هاروني ـ اهواز، "قوز بالا قوز" حسن سليميفر ـ اهواز، "خط خون" فرهاد ارشاد ـ اهواز، "مرثيهاي براي خاک" مصطفي بوعذار ـ اهواز، "بخند تا عشق نمکگير بشه" اسماعيل بايگي، هادي مسعودي ـ اصفهان، "زهور" محمدرضا آريانفر" رادمهر کشاني ـ شاهينشهر، "تو هشتمين خان من" حميدرضا قاسمي ـ فلاورجان، "ظهيره زني که باران را در خواب رگ تماشا کرد" صادق فرهمند ـ شاهينشهر، "آهو" هوشنگ جمشيديان، محمدعلي ياري ـ اصفهان، "آلماچي کيشي لين ناغلي" جواد قامتي ـ مرند، "امشب ديگر مهرههاي پشتم هم نيلبک ميزند" حميدرضا نعيمي، شهرام احمدي ـ تبريز، "با شکوه بود واقعاً با شکوه بود" رسول بانگين ـ اروميه، "هزارپا" مرتضي رمضاني، محمدعلي يزدانپرست ـ کاشان، "خاک آلوده" سيدحسين فداييحسين، محمد ترابي ـ اصفهان، "ديگ جادويي" محسن بلوي کاشاني ـ کاشان، "هپلي نگو بلا بگو" بهرام شهبازي ـ کرج، "شهر زيباي خدا" افسانه خلج امينه ـ اصفهان، "نمايشي براي جشنواره يازدهم" حاد ساتع، حسن وحيد ـ اصفهان، "عروسي شغال" محمد رضاييراد، صفورا قرباني ـ سبزوار، "سالاد فصل" سيروس ابراهيمزاده، جواد رازقندي ـ سبزوار، "طرب خانه" حسين کياني، عليرضا منفردي ـ نيشابور، "چه پاييزي دلت نسوزد" جلال شهبازنژاد ـ مشهد، "حکايتي چند از راز نگاه مسافر غريب طوس" عليرضا حنيفي، رمضان يازرلو ـ راميان، "قطعه گمشده" عليرضا حنيفي، جاويد رخشاني ـ اردبيل، "اتاق انتظار" آندره پراگا، علي دراميزاده ـ کاشان، "وکيل تسخيري" جان مورتيمر، رضا رادبخت ـ تهران، "بر پهنه دريا" اسلاومير مروژک، محمدعلي يزدانپرست ـ کاشان. چهارمين جشنواره سراسري تئاتر مهر 14 تا 20 مهر ماه سال جاري به ميزباني فرهنگسراي مهر سازمان رفاهي تفريحي شهرداري کاشان در اين شهر برگزار ميشود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 11:26 توسط جلال شهبازنژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
جان می کنیم در آخرین روزهای سرد یک پاییز
سرما نوک دماغم را می سوزاند .اشک از چشمانم میریزد دوستم به من می گوید ما تئاتر نداریم تئاتر وارداتی است می گویم اندکی صبر سحر نزدیک است راهمان را با هم ادامه می دهیم سر خیابان از هم جدا می شویم و باز فردا .... |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
نوشته های شخصی فراخوان ها نمایشنامه خبر مقالات |
|
RSS
|