تبليغاتX
تئاتر مشدی

تئاتر مشدی

تئاتر

اجرای نمایش کودک باغ میوه ها

نمایش کودک باغ میوه ها به کارگردانی مشترک جلال شهبازنژاد و غزاله خوش خلق در داخل مهد کودک ها آماده اجراست این نمایش با مضمونی شاد و ریتمیک به معرفی میوه ها و فواید کرم ابریشم می پردازد . لازم به ذکر است نمایش کودک تا کنون از چشم مسیولین این حوزه ساپورت مالی نمیشود و همچنان مهجور مانده .مهد کودک های سراسر مشهد جهت هماهنگی میتوانند با شماره های

۲۷۰۶۱۰۱ 

۰۹۳۵۵۳۶۷۸۴۲

تماس گرفته و از اجرای این نمایش هم درون مهد کودک و هم در داخل سالن

 بهره مند شوند .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 12:56  توسط جلال شهبازنژاد   | 

چه کردم

 سلام پس از یه غیبت چند ماهه اومدم اما چی کار کردم :

  ۱ : نوشتن نمایشنامه من کجا خوابم برد و شرکت در جشنواره ی نمایشنامه خوانی که کار برگزیده و نمایش نامه برتر و کارگردانی اول رو از آن خودش کرد

۲: نکته اول مهمه

۳: ۳ نمایش به سفارش شهرداری و فرهنگسرای بهشت نوشتم و کار کردم البته با غزاله خوش خلق که به تازگی همکار و همیار زندگیم شده .

۴: اسم نمایش ها سوییچ .دلقک و سیاه . نقالی مشاهیر که فرامرز احمدی> جلال بلوکی>و حمیدرضا جندقی باهام همکاری می کنن .

۵:از گروه پویا خداحافظی کردیم(من و همسرم) تا زندگی جدیدی رو شروع کنم .البته در تئاتر . 

۶: الان دارم دو نمایشنامه با هم مینویسیم یکی گلاریس و دیگری اینجایم بر تلی از خاکستر 

۷: دلم واسه خانومیم تنگیده آخه رفته شمال از این هوای گرم در رفته هر جا هست امیدوارم شاد و سلامت باشه .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 11:32  توسط جلال شهبازنژاد   | 

چه کنم وخسته ام

سلام منو چه به وبلاگ نویسی

هر ۱۰۰۰ سال نوری میام آپ میکنم بعدش ناپدید می شم

همینه دیگه

تبریک میگم به تمامی دوستانم که مثل صا ایران هر روز بهتر از دیروز هستند

اتفاقات زیادی افتاد تو این چند وقت و اول از گروهم شروع میکنم :

۱-با کمال میل در جشنواره نمایشنامه خوانی استان شرکت کردم و با کمال میل به حساب بانکی ام ۲۴۰۰۰۰ تومان وجه رایج مملکت اضافه شد .

۲- با کمال تاسف ۳ بار روی سن رفتم و سکوت کردم و به جای جنبه که یکی از دوستان در اختتامیه گوشزد کرده بود از خدا صبر خواستم.

۳- ۳ عضو از گروه پویا استعفا دادند که به علت ضیغ وقت نام یک عضو مهم تر را می گویم :مسعود عقلی

۴-خواسته یا نا خواسته عضو هیات مدیره گروهم شدم و دبیر جشنواره پویا

۵- حالم گرفته شد و دروغ شنیدم از یاران دور و نزدیک

۶- با کمال افتخار در جشنواره گروهم شرکت کردم (قابل توجه دوستانی که میگویند مرغ همسایه غازه)

۷-و در آخر دنبال یک سوژه برای نمایش جدیدم هستم که نامش رو از قبل انتخاب کردم :

این جا هستم بر تلی از خاکستر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 19:25  توسط جلال شهبازنژاد   | 

اندر احوالات زندگی

این که چه میکنم.........

تمام روز در خانه به خواندن و نوشتن و به این فکر میکنم که چقدر عقبم و چقدر نمیدانم .

از نمیدانم ها گفتم چند صباحی است به خود و زندگی و سربازی فکر میکنم و اینکه در اولین روز ماه آبان

باید از خدمت خواهران و برادران مرخص و به جایگاه نظام مقدس سربازی نایل شوم به هر حال با یک تاخیر یک ساله و اندی رفتنی شدیم حال آنکه چه چیزهای با ارزشی را از دست دادم بماند از عمرم تا ....

از قدیم گفته اند جلوی ضرر رو هر جا بگیری منفعته . به هر حال در آخرین روز های بودنم دارم یک متن قدیمی رو بازنویسی می کنم که اگه شد برای نمایشنامه نویسی یا  نمایش نامه خوانی برسونم برای استانی هم دارم فکر میکنم تا طرحی رو به نمایشنامه تبدیل کنم .

بهتون قول میدم که گوته وایمار بشم البته اگه نشدم قول میدم شیلر بشم و یه راهزنان بنویسم که دنیا رو بترکونه شایدم شدم شکسپیر و اتللو نوشتم ولی قول میدم که ...

البته کی این روزا به قولش عمل میکنه نه؟

دوست دارم در آخرین روزهای بودنم یه کم بیشتر بیام و بنویسم .شاید یه کم از تنهایی در بیام شاد باشید و سربلند امروزم تولدم بود هیچکی یادش نبود چقدر خوبه نه؟

به هر حال یک سال دیگه هم زنده بودم چقدر سال زیبایی بود .

چقدر سال پر دروغی بود .

هدیه جشن تولدم میدونید چی بود صبح از خواب بیدار شدم و فهمیدم آقای  احمدی نژاد  رییس جمهور شدند اینم از برکات تولد منه .  و آسوده بخوابید که شهر در امن امان است .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 21:15  توسط جلال شهبازنژاد   | 

بی حوصلگی مزمن

وقتی تمام راه ها بسته میشوند در تازه ای به رویت باز میشود ببخشید توی این چند وقت حوصله خودمو نداشتم .عکس اولی که خودمم قبل از اجرای ما کجا جا موندیم دومی هم دکورشه در نیشابور

 برمیگردم زود زود

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 14:21  توسط جلال شهبازنژاد   |