تبليغاتX
تئاتر مشدی
تئاتر
سلام

ملالی نیست جز دوری گاه بیگاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند به هر حال اگر عمری باقی باشد طوری از کنار آن می گذرم که نه پاهای آهوی بی جفت بلرزد و نه این دل ناماندگار .

صفحات وبلاگمو خط خطی کردم و ضمنا یه عکس از خودم میزارم .

برام دعا کنید یه سر و سامونی به این کوفتی (وبلاگم) بدم .

چون خیلی دارم از خودم می گم پس تئاتر چی میشه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 12:13  توسط جلال شهبازنژاد | 
کت و دامن آبی پر رنگ با گردن بند مروارید درشت. کلاه آبی که یک پر از آن آویزان است. رژ لب قرمز تند. به همراه کیف و کفش آبی کم رنگ. می‌تونه برای مهمانی لباس مناسبی باشه. شاید تندی رنگ لباس برای جلب توجه مناسب بوده. به نظر از آن دسته آدمهایی بوده که سعی می‌کرده جواب سوالهای فلسفی در مورد زندگی را از آدمهای بزرگ بگیره. این شاید یک جور انتقال تجربه بوده. خوب همه دنبال خوشبختی هستن. البته بهتره اینطور بیان کرد: همه دنبال تعریفی از خوشبختی هستن. اون هم یکی مثل همه آدمها. مثل همه آدمهایی که دنبال چیزی هستن. شاید آقای چاپلین هم می‌دونسته که خیلی از آدمها دنبال چیزی هستن بعد می‌رفته یه گوشه می‌ایستاده و نظاره‌گر جنب و جوش مردم می‌شده. شاید همین موقعیت نظاره‌گری باعث شده که آقای چاپلین فیلمهای ماندگار بسازه. اما در هر صورت از همه آدمهایی که دنبال چیزی هستن بالاخره جندتايي شان می‌بایست با آقای چاپلین برخورد می‌کرده‌اند. آن خانم با آن لباس آبی پر رنگ شاید یکی از همان برخوردها یا اتفاقها بوده. به نظر از موقعیتی که در مهمانی به دست آورده بوده بخوبی استفاده کرده، خودش را به آقای چاپلین رسانده و پرسیده: "آقای چاپلین به نظر شما خوشبختی چه تعریفی داره؟" آقای چاپلین البته بر خلاف فیلمهایش که مجذوب خانم‌‌های زیبا می‌شده، با وقار و رعایت ادب به آن خانم پاسخ داده:‌ "خانم محترم باید خدمتتان عرض کنم که خوشبختی فاصله بین یک بدبختی تا بدبختی دیگر است."
تا خانم بتواند پاسخ او را درک کند آقای چاپلین از او دور شده بود.
البته شاید این سوال را یک آقا پرسیده بود. شاید اصلن مراسم مهمانی در کار نبوده. اما کسی این سوال را از آقای چاپلین پرسیده و او پاسخ داده بود.
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 12:29  توسط جلال شهبازنژاد | 
از خودم فعلا هیچی ندارم بگم ولی منتظر نوشته های آنتی فمنیستی  باشید . خیلی خوبید پاینده باشید ااینم چند تا نمایش که داره تو تهران اجرا میشه البته از سایت عکس تئاتر :

http://www.tphotoc.com/news.php

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 16:9  توسط جلال شهبازنژاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
جان می کنیم در آخرین روزهای سرد یک پاییز
سرما نوک دماغم را می سوزاند .اشک از چشمانم میریزد دوستم به من می گوید ما تئاتر نداریم تئاتر وارداتی است می گویم اندکی صبر سحر نزدیک است راهمان را با هم ادامه می دهیم سر خیابان از هم جدا می شویم و باز فردا ....

پیوندهای روزانه
جشنواره ها
فراخوان ها
پانته ا بهرام
بهروز قریب پور
انتشارات جدید سوربن
صادق هدایت
فستیوال کن
جشنواره انمیشن
فستیوال جهانی فیلم کوتاه
بنیاد سینمایی فارابی
تئاتر روهر آلمان
چای یا قهوه
سایت گیشه
تئاتر مقاومت
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1388
فروردین 1388
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
نوشته های شخصی
فراخوان ها
نمایشنامه
خبر
مقالات
پیوندها
کانون نمایشنامه نویسان
تئاتر و عکسش
جشنواره جهانی چخوف
گروه تئاتر پویا
گروه تئاتر پل
ایران تئاتر
پانته آ بهرام
سایت خبری تئاتر کانادا
بهروز غریب پور
کمدیا دل آرته
کابوکی
تئاتر نیو یورک
هنریک ایبسن
اصطلاحات تئاتری
خبرگزاری ایرنا
باشگاه خبرنگاران
خبرگزاری فارس
ایسنا (خبرگزاری دانشجویی)
خبرگزاری مهر
کافه نمایش
مرکز عکس تئاتر
انجمن نمایش یزد
روزنامه جام جم
روزنامه همشهری
روزنامه ایران
تئاتر لندن
هارولد پینتر
نمایشنامه های شکسپیر
چخوف
برادوی
حسین پناهی
دوگوهرانی (مهدی)
هم کیش من سودابه
حمید بهادری
محمد جهان پا
گروه هنری هونام
درهم و بر هم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

نویسنده
جلال شهبازنژاد


Javascripts


JavaScript Codes
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
New Page 2

Use Advanced Search

 





Powered by WebGozar