![]() |
![]() |
|
| تئاتر |
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 14:22 توسط جلال شهبازنژاد |
|
|
وقتی تمام راه ها بسته میشوند در تازه ای به رویت باز میشود ببخشید توی این چند وقت حوصله خودمو نداشتم .عکس اولی که خودمم قبل از اجرای ما کجا جا موندیم دومی هم دکورشه در نیشابور
برمیگردم زود زود
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 14:21 توسط جلال شهبازنژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
جان می کنیم در آخرین روزهای سرد یک پاییز
سرما نوک دماغم را می سوزاند .اشک از چشمانم میریزد دوستم به من می گوید ما تئاتر نداریم تئاتر وارداتی است می گویم اندکی صبر سحر نزدیک است راهمان را با هم ادامه می دهیم سر خیابان از هم جدا می شویم و باز فردا .... |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 فروردین 1388 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
نوشته های شخصی فراخوان ها نمایشنامه خبر مقالات |
|
RSS
|